|
parye_daryaiy ...دل نوشته های من...
| ||
|
نمـیدانــم چـه رابـطه ای ست...؟ نوشته شده توسط دوست عزیزم:یاس [ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 14:27 ] [ مينا ]
یه چیزی مثل یک رویا، حقیقت داره و اینجاست دانلود آهنگ پایان دوم از رضا صادقی
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 13:14 ] [ مينا ]
حالا که دست هایت چتر نمی شوند
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 12:58 ] [ مينا ]
گریه کن جداییا ما رو رها نمی کنن آدما انگار برای ما دعا نمی کنن گریه کن حالا حالا از هم باید جدا بشیم بشینیم منتظر معجزه خدا بشیم گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم به خدای آسمونامون گلایه می کنم گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 11:16 ] [ مينا ]
آموخته ام که خداعشق است [ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 11:38 ] [ مينا ]
حکایت سپیده تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد. الهی فدای مامان شهنازم بشم. روزت مبارک مامان جونم. کاش الان پیشت بودم و تمام وجودم رو تقدیمت میکردم. [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:24 ] [ مينا ]
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستم، گفتند دروغ است.وقتی خواستم بخندم، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم... [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 2:40 ] [ مينا ]
به سلامتیه اونایی که خودشون سنی ندارند ولی روزگار دلشون رو پیر کرده . . . !
به سلامتی پل عابر پیاده!
به سلامتي همه خوبا كه سخت مشغول شطرنج زندگي اند و نميدونن ما مات رفاقتشون هستيم به سلامتی آسمون که با اون همه ستاره اش یه ذره ادعا نداره
به سلامتی اون رفیقی که مجازیه ... به سلامتی اونایی که می دونی هیچ وقت نمی تونی بهشون زنگ بزنی ولی بازم دلت نمی یاد شمارشونو از فون بوکت پاک کنی.....ا
به سلامتی بی شرف که حداقل ادعای شرف نداشت
به سلامتي ديوار، چون که هر مرد و نامردي بهش تکيه ميکنن
به
به سلامتي کرم خاکي،
به سلامتی درخت! نه به خاطرِ میوش، به خاطرِ سایش
به سلامتی دیوار! نه به خاطرِ بلندیش، واسه اینکه هیچوقت پشتِ آدم روخالی نمیکنه
به سلامتی دریا! نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یکرنگیش.
به سلامتی نهنگ! که گندهلات دریاست.
به سلامتی برف! که هم روش سفیده هم توش.
به سلامتی تابلوی ورود ممنوع! که یه تنه یه اتوبان رو حریفه.
به سلامتی سرنوشت! که نمیشه اونو از "سر" نوشت.
به سلامتی سیم خاردار! که پشت و رو نداره. [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:57 ] [ مينا ]
وقتی که دیگر نبود [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:0 ] [ مينا ]
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:53 ] [ مينا ]
|
||