تبليغاتX
parye_daryaiy

parye_daryaiy
...دل نوشته های من...

نمـیدانــم چـه رابـطه ای ست...؟
بیـن ِ نبــودنـت بــا رنـگ هــا ...!
دلـتنگ ِ تــو کـه مـی شـوم
زنــــدگــی ام ،
سیـاه مـی شـــود !!!

نوشته شده توسط دوست عزیزم:یاس

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 14:27 ] [ مينا ]

یه چیزی مثل یک رویا، حقیقت داره و اینجاست

یه حس خوبی از بودن، که هم امروز و هم فرداست

ندونستم چی شد اما، توی هر لحظه گیر کردم

همیشه قصه سرعت بود، ولی انگاری دیر کردم

می گن بدجوری دیوونم، مگه دیوونه آدم نیست

آخه غم داره می خنده، تحمل کردنش کم نیست

چرا دنیا نمی ایسته، بیاد و همسفر باشیم

بگو تا کی باید دنبال رویا، در به در باشیم

دیگه تاریخ و تقویم و صدای تیک تیک ساعت

یه جورایی بهم می گن گذشت از ما، بخواب راحت

دیگه حالا با این حال و با این دوتا چشم قرمز

یه جور بی رحم مجبورم بگم خوبم، بگم جونم، بگم عشقم، خداحافظ

دانلود آهنگ پایان دوم از رضا صادقی

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 13:14 ] [ مينا ]

حالا که دست هایت چتر نمی شوند
حالا که نگاهت ستاره نمی بارد
حالا که خانه ای برای ما شدن نداریم
از کاغذ شعرهایم اتاقی می سازم
تا آوار تنهایی بر سرت نریزد
و آرامش خیالت ، ‌خیس اشک هایم نشود...

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 12:58 ] [ مينا ]

 

گریه کن جداییا ما رو رها نمی کنن

آدما انگار برای ما دعا نمی کنن

گریه کن حالا حالا از هم باید جدا بشیم

بشینیم منتظر معجزه خدا بشیم

گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم

به خدای آسمونامون گلایه می کنم

گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم

تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 11:16 ] [ مينا ]

آموخته ام که خداعشق است

وعشق تنهاخداست

آموخته ام که وقتی ناامیدمی شوم

خداباتمام عظمتش

عاشقانه انتظارمی کشد دوباره به رحمت او امیدوارشوم

آموخته ام اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم

خدابرایم بهترش رادرنظرگرفته

آموخته ام که زندگی دشواراست

ولی من ازاوسخت تر

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 11:38 ] [ مينا ]

حکایت سپیده
مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی.

تو به من درس زندگی آموختی.

تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی.

مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت.

قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک.

مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر.

فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد.

الهی فدای مامان شهنازم بشم.

روزت مبارک مامان جونم.

کاش الان پیشت بودم و تمام وجودم رو تقدیمت میکردم.

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:24 ] [ مينا ]

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستم، گفتند دروغ است.وقتی خواستم بخندم، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم...

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 2:40 ] [ مينا ]

                     به سلامتیه اونایی که خودشون سنی ندارند


                           ولی روزگار دلشون رو پیر کرده . . . !

به سلامتی پل عابر پیاده!
که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا
 !

 به سلامتي همه خوبا كه سخت مشغول شطرنج زندگي اند و نميدونن ما مات رفاقتشون هستيم

 

به سلامتی آسمون که با اون همه ستاره اش یه ذره ادعا نداره
ولی یه سرهنگ با سه تا ستاره اش دهن عالم و آدمو سرویس کرده


 
به سلامتی میخ که هرچی توسرش زدن خم نشد

 

 به سلامتی اون رفیقی که مجازیه ...
اما یه جوری واست سنگ صبوره که ...همه رفیقای واقعیت به گرد پاش نمیرسن ...

 

 به سلامتی اونایی که می دونی هیچ وقت نمی تونی بهشون زنگ بزنی ولی بازم دلت نمی یاد شمارشونو از فون بوکت پاک کنی.....ا

 

 به سلامتی بی شرف که حداقل ادعای شرف نداشت

به سلامتي ديوار، چون که هر مرد و نامردي بهش تکيه ميکنن

به

سلامتي کلاغ نه براي سياهيش، براي يک رنگش

   به سلامتي کرم خاکي،

نه براي کرم بودنش، براي خاکي بودنش

 

به سلامتی درخت!

 نه به خاطرِ میوش، به خاطرِ سایش

به سلامتی دیوار!

 نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه

به سلامتی دریا!

 نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.

به سلامتی نهنگ!

 که گنده‌لات دریاست.

به سلامتی برف!

 که هم روش سفیده هم توش.

به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!

 که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.

به سلامتی سرنوشت!

 که نمی‌شه اونو از "سر" نوشت.

به سلامتی سیم خاردار!

 که پشت و رو نداره.

 

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:57 ] [ مينا ]

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی*توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:0 ] [ مينا ]

مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:53 ] [ مينا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام،من مینا هستم.به وبلاگ من خوش اومدين،اميدوارم لحظات قشنگي رو با اين وبلاگ تجربه كنيد.اين وبلاگ رو به تنها عشقم تقديم مي كنم

برای دریافت کد ساعت کلیک کنید

10


چت روم:


icon: 1 Love Icons 3 Love Icons 5 Love Icons 6 Love Icons 8 Love Icons 9 Love Icons 10 Love Icons 12 Love Icons 13 Love Icons 14 Love Icons 16 Love Icons 17 Love Icons 18 Love Icons 19 Love Icons 21 Love Icons 22 Love Icons 23 Love Icons 24 Love Icons 26 Love Icons 27 Love Icons 28 Love Icons 29 Love Icons 31 Love Icons 33 Love Icons 34 Love Icons 35 Love Icons 36 Love Icons 37 Love Icons 38 Love Icons 39 Love Icons 41 Love Icons 48 Love Icons icon: Love Icons 42 Love Icons 43 Love Icons 45 Love Icons 47 Love Icons 49 Love Icons 50 Love Icons 51 Love Icons 53 Love Icons 54 Love Icons 56 Love Icons 57 Love Icons 58 Photography Icons 59 Photography Icons 60 Photography Icons 61 Photography Icons 62 Photography Icons 63 Photography Icons 64 Photography Icons 65 Photography Icons 66 Photography Icons 67 Photography Icons 68 Cute Icons 70 Quotes Icons 71 Quotes Icons 73 Random Icons 74 Random Icons 77


78
Random Icons 79


80


81
Random Icons icone dokhtar:

g


moteharek:

کد متحرک کردن عنوان وب

آهنگ: دریافت همین آهنگ
بک لینک فا

كدهای جاوا وبلاگ




بارش قلب:


MOS: